اللهم رب شهر رمضان...
رمضان امسال نيز ما را رها كرد و رفت رمضان با آن همه حال وهواي نوراني اش ، باهمه صفايش ،با همه زيبايي هايش ، يك ماه به ما تمرين تقوا داد و در روزهايش ما را ازابتدايي ترين نيازها يعني خوردن وآشاميدن برحذر داشت بلكه فشار گرسنگي وتشنگي دائم به ما يادآوري كند كه از گناهان ديگر نيز برحذر باشيم و اينگونه تمرين درطول يك ماه البته انسان را قوي مي كند .
نيز به ما آموخت كه در پيچ و خم كارهاي روزمره خدا را فراموش نكنيم و در آن ياد گرفتيم كه به هر بهانه اي مي توان خدايي شد، وشايد بدين خاطر به هر بهانه اي (حتي خوابيدن) برايمان ثواب نوشته شد؛ اما آنچه مهم است نگه داشتن اين ثوابها به عنوان ذخيره است : من جاء بالحسنه... كسي كه حسنه خود را بتواند نگه داشته وبا خود بياورد، ما آن را ده برابر مي كنيم ...چه بسا ده برابر شدن آن حسنه پاداش نگه داري آن حسنه است در مسير پرپيچ و خم زندگي ! نگه داري از دزدان، دزدي همچون شيطان كه در كمين است كه ثروت معنوي ما را بربايد و بدين علت است كه بعد از ماه رمضان فعاليت او چند برابر مي شود چرا كه مي داند چه ذخيره قابل توجه وارزشمندي براي خود اندوخته ايم...
رب اعوذ بك من همزات الشياطين...
اما شب قدرش خود داستان زيباي ديگري داشت كه در نوشتار ديگري همراه با بسته پيشنهادي اش! ، انشاءالله به آن مي پردازيم.
جدي نگيريد ها !
گفت: محمد خاتمي كه آن همه دم از قانون و قانون گرايي مي زد با صدور بيانيه اي از آشوب هاي خياباني حمايت كرد.
گفتم: خدا را شكر كه انقلاب اسلامي در مسير حركت خود ماهيت اصلي خيلي ها را آشكار مي كند.
گفت:
راستي چه كسي باور مي كرد مدعيان «جامعه مدني» و «قانون گرايي» از
آشوب گراني كه به ضرب و شتم مردم، آتش زدن اموال عمومي، غارت مغازه ها و
كشتن جوانان معصوم دست مي زنند، حمايت كند؟!
گفتم: خاتمي گفته است نبايد آشوب ها را به آمريكا و اسرائيل نسبت داد!
گفت: يعني مي گويد دستور همه اين جنايات را خود مدعيان اصلاحات صادر كرده اند؟!
گفتم:
همين آقاي خاتمي وقتي رئيس جمهور بود و هنگام سخنراني در دانشگاه تهران
تعدادي از دانشجويان به او اعتراض كردند دستور داد آنها را از جلسه اخراج
كنند و گفت از اردوگاه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي رسد.
گفت: خودمونيم
ها، اين آقايان با مشاهده حمايت گسترده آمريكا و اروپا بدجوري دچار توهم
شده اند و نمي دانند كه آمريكا به قول حضرت امام(ره) «هيچ غلطي نمي تواند
بكند» و از آنها فقط براي آشوب و بلوا بهره مي كشند.
گفتم: چه عرض كنم؟!
شخصي كه خيلي دلش را براي غذاهاي آنچناني صابون زده بود ميهمان يك آدم
خسيس شد. صاحبخانه به او گفت؛ مرغ هم داريم ها، تعارف نكن! ميخواي بهش بگم
برات تخم كنه ! ...



